ميرزا أحمد الآشتياني
48
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
و لا مخلوق ، و تأويل السّمع و لا مسموع ، ليس منذ [ مذ ] خلق استحقّ معنى الخالق ، و لا بإحداثه البرايا استفاد معنى البارئيّة . [ الحديث 71 أدنى ما يجزى من المعرفة في التّوحيد ] في المجلّد الثّانى من البحار : ( كتاب التّوحيد ) باب « أدنى ما يجزى من المعرفة في التّوحيد » ( التّوحيد ) عن علىّ بن عقبة ، رفعه ، قال : سئل أمير المؤمنين عليه السّلام بم عرفت ربّك ؟ فقال عليه السّلام : بما عرّفنى نفسه ، قيل : و كيف عرّفك نفسه ؟ فقال عليه السّلام : لا تشبهه صورة ، و لا يحسّ بالحواس ، و لا يقاس بالناس ، قريب في بعده ، بعيد في قربه ، فوق كلّ شىء و لا يقال شىء فوقه ، أمام كلّ شىء و لا يقال له امام ، داخل في الأشياء لا كشىء في شىء داخل ، و خارج عن الأشياء لا كشىء من شىء
--> نبود ، و براى او بود استحقاق پرستش ، هنگامى كه پرستندهاى نبود ، و حقيقت دانائى در حالى كه دانستهشدهاى نبود ، و حقيقت خالقيت در حالى كه مخلوقى نبود ، و اقتدار بر شنوائى داشت در حالى كه مسموع مخلوقى نبود ، معنى خالقيت را كه عبارت از قدرت بر آفرينش است دارا بوده پيش از آنكه خلقى را بيافريند ، و نه بپديد نمودن مخلوقات داراى مقام آفريدگارى شده است . ( 1 ) 71 - در جلد دوم از بحار الانوار : ( كتاب توحيد ) باب « كمترين چيزى كه شناسائى توحيدى به آن بستگى دارد » ( از كتاب توحيد ) از على بن عقبه بوسائطى نقل شده كه راوى گفت از حضرت امير المؤمنين سؤال شد خداى خود را بچه شناختى ؟ حضرت فرمود : بطورى كه او خود را شناسانيد به من ، عرض شد خدا چگونه خود را شناسانيد ؟ پس حضرت فرمود : شبيه او نيست هيچ صورتى ( يعنى صورت جسمانى ندارد تا شبيهى براى او باشد ) و با حواس درك او نتوان كرد ، و او را با مخلوق نميتوان مقايسه كرد ، نزديك بموجودات است در عين اينكه دور از آنهاست ، و دور از آنهاست با اينكه نزديك با آنهاست ( مقصود قرب و بعد مكانى نيست بلكه مراد اينست كه خداوند بفيضش بر تمامى موجودات احاطه دارد با اينكه ذات مقدسش در ذات و صفات با موجودات مباينت دارد ، چون ذات مقدسش مجرد از ماهيت و صفات او عين ذات مقدس مىباشد و مخلوقات داراى ماهيت بوده و صفات آنها زائد بر ذات آنها مىباشد ) برتر و بالاتر است از هر چيز ( به غير متناهى ) و چيزى بالاتر از او نيست ( يعنى بر موجودات قهر و غلبه و سلطنت قيومى دارد و همه مقهور و معلول اويند ، پس مقصود فوقيت مكانى نيست ) علت و مبدء هر چيزى است ( يعنى بذات خود بر هر چيزى مقدم است ) و گفته نميشود بر او پيش هست طرائف الحكم - 3 -